سوالات تخصصی
دانشجو گرامی جهت مشاهده سوالات تخصصی لطفا وارد سایت شوید.
ثبت نام و شهریه
سلام و عرض ادب مبلغ شهریه دوره ۶ ماهه همان مبلغی است که بار اول برای ماه اول پرداخت کرده اید . هرماه تا ۶ ماه همان مبلغ را پرداخت نمایید.
با سلام رمز انتخاب خود شماست و باید حتما شامل 8 کاراکتر انگلیسی باشد.
یک بار از قسمت ورود به سایت وارد شوید اگر اطلاعات پروفایل شما نمایش داده شد به معنی ثبت نلم است.
رمز برای ثبت نام رمز اختیاری و دلخواه شماست برای ورودهای بعدی به سایت.
عکس خود را در یکی از پیامرسان ها ارسال کنید تا حجمش پایین بیاید و سپس ذخیره کنید.
در قسمت پروفایل میتوانید شماره همراه خود را اصلاح کنید
با سلام دوره ای قبلی شما در سایت ثبت نشده و دوره های آینده در سایت ثبت خواهد شد. هزیته جداگانه برای دوره های قبلی دریافت نخواهد شد.
با سلام شما میتوانید در قسمت ورود اعضاء دکمه فراموشی رمز عبور را بزنید و رمزتان را عوض کنید.
با سلام برای ثبت نام عزیزان اتباع شماره فراگیر، اختصاصی و پاسپورت قابل استفاده است.
با سلام با توجه به برگزاری دوره های قبلی در بستر پیام رسان، دوره های قبلی شما در سایت ثبت نشده و دوره ای جدید برای شما ثبت میگردد.
باسلام و احترام لطفا با آتی پی که از طریق آن سامانه، پرداخت انجام شده است تماس بگیرید و بخواهید لینک رسبد واریزتان را برای شما ارسال نمایند.تلفن آتی پی: ۸۹۶۷۱۳۶۶-
آزمون و مدرک
اگر پزشک هستید بله و در غیر این صورت زیر نظر پزشک بله
بعد از اتمام دوره شش ماهه، آزمون جامع به صورت مجازی و بصورت تستی از طریق لینک مورد نظر برگزار خواهد شد . و پس از آن از طرف دانشگاه علوم پزشکی به فراگیران گواهی پایان دوره اعطاء خواهد شد.
مزاج شناسی
در دوره های یداوی که دانشگاه برگزار می کند می توانید شرکت کنید
احتمالا این فرد قبلاً تدابیر حرکت و سکون را در زندگی روزمره لحاظ نکرده بنابراین با انجام ورزش بخار غیر منهضم در عضلات سینه و پشت پدید میاد که سبب خمیازه کشیدن میشه. معمولاً افرادی که دارای مزاج گرم و تر هستند و غالباً سرشون سنگین و خشکه حواس کند و معمولاً کسل میشه به همین علت خمیازه بسیار می کشد این ممکنه ربطی به ورزش نداشته باشه
ورزش برای همه ی افراد برای همه گروه سنی ها توصیه شده اینکه فرد سالمند و یا چاق هستند و مشکلات آرتروز داره میتونه از ورزش هایی که منع نداره استفاده کنه. ورزشی یک حرکت ارادی که اندامها باعث گرمی آن شده و حرارت غریزی را منتعش میکنه نشاط میاره در زمان تنفس سریع و عظیم میشه رنگ رخسار برافروخته میشه کمی هم عرق در بدن ظاهر میشه که در این موقع باید توقف کند. برای افراد سالمند و افرادی که مشکلات عضوی دارند ورزشی درجا زدن به این صورت که هر ساعت ۵ ثانیه ورزش به صورت ۵ دفعه حداقل ۸ بار در طول روز
کرونا ماهیت آن مشخص نیست و از جهت ناشناخته بودن آن اظهار نظر درباره آن مشکل است آنچه پیداست این است که یک ماده خارجی و غیر طبیعی وارد بدن می شود و چون حرارت غریزی بر آن اثر می کند و در اثر حرکت خودش هم حرارت ایجاد می شود لذا حرارتی غیر طبیعی ایجاد می کند لذا اخلاط طبیعی را نیز دچار مشکل می کند .
دررابطه با تدابیر سته ضروریه که یکی از این قسمتها حرکت و سکون هست به طور کامل ورزش توضیح داده میشه اما جهت اطلاع اینکه ورزش وقتی معتدل باشه حرارت غریزی را تقویت می‌کند در هنگام ورزش کردن هرگاه تندی تنفس و تعریق تشدید شد باید ورزش را قطع کنید نباید تا سرحد مرگ ورزش کرد که باعث ضعف حرارت غریزی میشه . تدابیر حرکت و سکون در تقسیم‌بندی ورزش عام و خاص داریم ورزش های عام معمولاً در جا زدن یکی از آنها هستش که کل اعضای بدن را درگیر کرد و نفع آن به کل بدن می رسدو ورزشی که سبک باشه منفعتش برای کل اعضاست و بافت یا اعضای تضرر نمیبینه . در ورزش عام مثل درجا زدن هر ساعت ۵ ثانیه درجازدن دست و پا و کل اعضا به صورت ۵ دفعه حداقل ۸ بار در طول شبانه روز را انجام می‌دهیم از هفته اول تا هفته ششم که تقریباً بعد از ۳ ماه ۵۰ درصد از مشکلات حل و فصل میشه .نکته این که ورزشی که سبک باشه و تدریجاً زمان و دفعات زیاد بشه هیچ آسیبی به هیچ کدوم از اعضا نمی رسونه مگر اینکه فرد آسیب جدی عضوی داشته باشه
خون بخش متین یعنی رقیق و بخش غلیظ داره . همه ی مولدات سودا بد نیستن اصلا خلط سودا بد نیست آنچه درباره ی بدی سودا می گویند غلبه ی آن است . پنیر تازه و کهنه هر دو سرد هستند چون از لبنیات هستند بلکه مولد دم یا بلغم بودن آن ها فرق دارد .دقت کنید قرار نیست که هر مولدی با آنچه تولید می‌کند هم مزاج باشد ، مثلا خرما گرم است اما مولد سودا که سرد است شده است .
غیر از رازیانه بابونه هم کمی منع مصرف دارد درواقع احتیاط مصرف دارد هرچه مدر حیض و مدر شیر است منع مصرف در بارداری دارد.
اگه یادتون باشه گفتیم اخلاط طبیعی در عروق ، مواد مورد نیاز اندام ها را تأمین می کنند مثلاً اگر اندام انرژی از دست داده باشد از این اخلاط می گیرد و این اخلاط جایگزین انرژی و چیز های از دست رفته می شود و برای سلول سازی این اخلاط در اعضا ، پس از هضم عضوی ، جزء اندام می شوند . اما اخلاط غیر طبیعی هیچ کدام از این کارکرد ها را ندارند .
خون یک بخش رقیق و آبکی دارد و یک بخش غلیظ . سرمای منجمد کننده بر این قسمت از خون که اثر می گذارد سبب تشکیل شحم و سمین می شود . می دانید سردی وقتی شدید شود منجمد می کند مثل آبی که در اثر سرمای شدید یخ می زند و منجمد می شود بخش آبکی خون نیز در اثر برودت جامد کننده ، منجمد می شود
بله چربی نرم تر است . سلول های چربی همه جا می توانند باشند اما در نواحی بیرونی و زیر پوست عمدتا بیشتر هستند
همه ی اجسام از ارکان اربعه تشکیل شدن اما با نسبت های مختلف ( ارکان ماده هستند ) صورت هایی که بر این مواد قرار می گیرد آن ها را به اجسام گوناگون تبدیل می کند : شحم ، لحم ، استخوان و...
میدونید در بدن زن و مرد ساخت جوهر منی از فضله هضم چهارم توسط قوه مولده انجام می‌شود این قوه در بیضه ها و تخمدان قرار دارد از جوهر منی اندامها تشکیل میشه و مزاج خاصی بهشون داده میشه. منی فضله هضم چهارم از همه اندام هاست. بیضه‌ها عضو فرمانده و تبدیل کننده خون به منی هست. قسمتی از اعضا از ماده منی به وجود میاد به استثناء گوشت و پیه و پاره‌ای دیگر از خون به وجود میاد مانند گوشت و پیه. پستان از سرخرگ و سیاهرگ و پی ساخته شده . اندام تناسلی مرد و زن چون عضو هستند از ماده منی ساخته شده است .2) هضم سوم و چهارم هضم عروقی و عضو هستند و ماده دفعی آن عرق و چرک ترشحات رشد زواید طبیعی بدن مثل مو و ناخن و ترشحات غیر طبیعی التهاب زخم چرکی هست بخشی از ماده دفعی هضم چهارم هم به صورت نامحسوس تحلیل می رود از منافذ و مسامات .هضم سوم در عروق است و هضم چهارم در اعضا. فضله هضم سوم در رگها واقع است و فضله هضم چهارم در اعضا . بعضی به تحلیل رود به طریق بخار بعضی به عرق و چرک از راه مسامات . بعضی از منفذ گوش و بینی. غذای مو و ناخن. بعضی ماده منی گردد و بعضی برای پستان شیر شود. بعضی حیض شود از راه رحم .در ادامه پاسخ شما این نکته رو اضافه کنم که در خصوص این سوالتون که گوشت و پیه جنین چطوری تولید میشه و با این وجود که اعضا از منی تولید میشه در جواب باید گفت: خونی که از زنان در هنگام عادت خارج میشه در تغذیه جنین استفاده میشه و غذای رشد دهنده آن اعضا قرار میگیره و به صورت گوشت و پیه جنین قرار میگیرد البته بخش دیگران ضایع شده و در بدن زن باقی می ماند هنگامی که جنین متولد میشه خونی که توسط کبد نوزاد تولید میشه جایگزین خون عادت میشه گوشت از بخش قوام یافته این خون به وجود میاد و توسط حرارت و خشکی انعقاد پیدا میکنه. پیه از ماییت و چربی خون به وجود می‌آید که توسط برودت انعقاد پیدا می کند
منظور از خون همان خون جاری در شریان هاست که شامل اخلاط اربعه و روح طبی و قوا هست . خون یه بخش متین داره که اگه حرارت غریزی به اون اثر کنه میشه گوشت و یه بخش آبکی داره که اگه برودت به اون اثر کنه میشه شحم و چربی. آنچه مهم هست اینه که خون یه بخش آبکی داره یه بخش غلیظ تر که به اون متین گفته میشه
هر اندامی مزاجی دارد مثلاً کبد گرم و تر است اگر به دلیل مصرف خوراکی‌های گرم دچار گرمی بیشتری شود آن وقت می‌گوییم دچار سوء مزاج گرم شده یا مزاجش تغییر کرده و در این حالت یک بیماری رخ داده
حرارت و رطوبت غریزی هم نیاز به تجدید شدن دارد لذا میزان آن به تدابیر خوراکی و غیر خوراکی بستگی دارد اما کمتر یا بیشتر شدن آن از حد طبیعی مشکل ساز است
در خصوص هضم ها :هضم اول هضم معدی هست و نتیجه آن کیلوس معدی و ماده دفعی مدفوع هضم دوم هضم کبدی است که نتیجه آن کیموس کبدی و فضله ی آن ادرارهضم سوم و چهارم هضم عروقی عضوی که ماده دفعی آن عرق و چرکه که بخشی از آنها به صورت نامحسوس تحلیل میره هضم چهارم در عضو قرار داردقوای چهارگانه در همه ی اعضا وجود دارد شامل جاذبه ماسکه هاضمه دافعه جواب سوال دوم: گاهی مرگ انسان غیر از توقف قلب هست. بر اثر ضربه‌ای که به جمجمه وارد میشه بخشی از مغز به خونریزی مبتلا میشه توقف پوست مغز کار موجب از بین رفتن موقتی یا همیشگی آگاهی ادراک شناخت زمان مکان و استدلال که این میشه از بین رفتن روح نفسانی به علت سلامت ساقه مغز که عهده دار حفظ اعمال حیات بدن مثل ضربان قلب تپش قلب تبادل اکسیژن هست حیات ادامه پیدا می‌کنه. مرگ مغزی در واقع میشه مرگ همه مغز شامل مرگ ساقه مخچه. مرگ کامل وقتی حاصل میشه که باز ایستادن توام قلب و مغز باهم باشه یعنی روح حیوانی به طور کامل از بدن خارج بشه. نشانه های مرگ مغزی هم از میان رفتن عملکرد بالینی مغز و غیرقابل بازگشت بودن است که روح حیوانی در مغز قدرت استحاله شدن ندارد که به فعل بیانجامد. روح حیوانی در درون بدن باقی مانده و توانایی به فعلیت رساندن افعال را دیگر ندارد
دقت شما قابل تحسین است. اینکه گفته می شود روح طبی در قلب تولید می شود منظور این است که منشأ روح طبی قلب است . روح طبی انواعی دارد .روح حیوانی که از قلب به تمام اندام ها از جمله مغز می رسد و در آنجا تغییر ماهیت داده تبدیل به روح نفسانی شده از آنجا به همه اندام ها از جمله کبد میرسه و در کبد تغییر ماهیت داده تبدیل به روح نباتی شده و به همه اندام ها می رسد. پس منشأ قلب بود .
دقت کنید در بدن سه روح طبی داریم : روح حیوانی که حیات را به همه ی اندام ها می برد روح نفسانی که تدبیر را به همه اندام ها می برد روح نباتی که رشد و نمو و حرکت را به اندام ها می برد خب هر کدام از این ارواح به ابزاری نیاز دارند آن ابزار ، قوا است. در واقع روح حیوانی با خودش قوای حیوانی را به اندام ها می برد و با ابزار قوای حیوانی ، حیات به اندام ها می دهد . روح طبیعی با ابزار قوای طبیعی ، رشد و نمو به اندام ها می دهد و همین طور روح نفسانی
خیر مزاج از ارکان تشکیل نشده . مزاج کیفیات ارکان را نشان می دهد . مزاج، حالت و چگونگی است که یا حالت فاعله دارد یعنی سردی و گرمی یا حالت منفعله دارد ( خشکی و تری )
بله در آیات قرآن و روایات ما به صراحت آمده است که انسان علاوه بر بُعد جسمانی و مادی ، بعد مجرد از ماده و روحانی دارد که قوه مدبره تحت فرمان این نفس مجرد است . البته اینکه آیه می فرماید نفختُ فیه مِن روحی از روح خودم در آن دمیدم مستحضر هستید که به این معنا نیست که روح خداوند در آن دمیده شده بلکه این اضافه تشریفی است که نشان دهنده عظمت روح انسان است . مثلا وقتی من به یکی از شما بگویم خواهرم به معنی این نیست که شما خواهر من هستی در حقیقت بلکه میخواهم شأن شما را نزد خودم بگویم . اما روح طبی که در طب مورد بحث است مادی است
دقت کنید منشأ همه قوای بدن از قلب است زیرا قلب است که قوای حیوانی را به مغز می فرستد و قوای نفسانی از قبیل شوقیه و... تدبیر کردن را به اندام ها می برد یعنی حیات را قوای حیوانی از قلب به تمام اندام ها می برد سپس قوای نفسانی تدبیر کردن و تحریک و.. را به همه اندام ها از جمله قلب می برد گرسنگی و تشنگی زیر مجموعه قوه محرکه هستند که اشتها را تحریک می کنند
دقت کنید اولا این مطلب حتی به عنوان نظریه هم در کتب معتبر علوم تجربی مطرح نیست بلکه صرفا یک فرضیه است که حتی در غرب مخالفان و موافقان بسیاری دارد پس یک مطلب مسلم علنی نیست . ثانیا با اینکه دقت شما لطیف است اما این برداشت نمی تواند صحیح باشد و تجربه نیز همین را ثابت می کند و مقایسه مردمانی که در اقلیم گرم هستن نشان می دهد گرمی بیشتری دارند نسبت به مردم اقلیم سرد
منشأ فعل همه ی موارد قبل از فعل است یعنی ارکان ، امزاج ، اخلاط ، ارواح و .... است و عملکرد همه موارد گذشته بر فعل تأثر می گذارد
حرارت غریزی در وجود هر کسی متناسب با مزاج اندام های او و مختص خود اوست اگرچه حرارت غریزی فرد گرم مزاج از سرد مزاج بیشتر است اما متناسب با خلقت او است. حرارت غریزی بر اخلاط و ارواح و قوا اثر می کند که در جلسات آینده بیشتر آشنا می شوید ان شاءلله
ضعف مزاجی درواقع یعنی ضعف سیستم هوشمند بدن مثلاً فردی که زود به زود بیمار می‌شود سرما می‌خورد افت دهان می‌زند اصطلاحاً در طب رایج به آن ضعف سیستم ایمنی گفته می شود در طب سنتی به آن ضعف مزاجی می‌گوییم در این افراد ابتدا باید تقویت طبیعت را انجام داد با مصرف غذای مطلق یکی از غذاهای مطلق له مس و در رأس آن لحن گوسفندی است برای تقویت بیشتر می‌توان از عصاره گوشت و شوربا ها استفاده کرد ولی باید در نظر گرفت ضعف مزاج را نمی‌توان به‌طور کامل برطرف کرد ولی می‌توان از ضعیف شدن و اختلالات بیشتر جلوگیری کرد یکی از راهکارها رعایت سته ضروری است یک کار این است که با کباب برگ گوسفندی یا شیشلیک گوسفندی ضعف را برطرف کرد در هفته‌ای یک بار شیشلیک مصرف شود نیازی به مصرف کل آن نیست یک لیک آن نیز کفایت می کند مصرف نخودآب چه به صورت ساده چه با لحن مناسب است همونطور که منشاء حرارت غریزی بطن چپ هست منشاء رطوبت ذاتی کجاست؟رطوبت غریزی در تمام اندام‌ها بن مایه تمام اندام هاست مثلاً سیب را در نظر بگیرید وقتی بر روی درخت از یک رطوبتی دارد وقتی از درخت می‌افتد زرد می‌شود و درواقع رطوبتش از بین می‌رود آن رطوبت که وصل بود به درخت از رطوبت ذاتی درخت استفاده می‌کرد و خودش از آن رطوبت ذاتی بهره می‌برد و حیاتش پابرجا بود اگر با یک سرنگ به سیب رطوبت اضافه کنه و رطوبت را خواهد داشت خیر وقتی روی درخت بود یه رطوبتی داشت که عامل حیاتش محسوب می‌شد
کلاً در حیطه بیماری‌های اندام رییسه ازجمله قلب ضعف عملکردی می شود لذا باید مراعات بیشتری کنند و باید کار کمتری از بدن کشید مثلاً در کسانی که جراحی قلب کرده‌اند گفته می‌شود از کار زیاد استرس زیاد دلهره اجتناب کنند چون ما ضعف داریم باید رعایت بیشتری کنیم عملکرد ضعیف شده ولی به معنی کوتاهی عمر نیست مثال آن وقتی است که فردی انگشت دستش شکسته آیا دیگر نمی‌تواند ادامه حیات دهد
در واقع عامل حیات برا یک انسان حرارت و رطوبت غریزی است پس به نظر می‌آید که در افراد گرم و تر و مشهودتر و قابل‌توجه‌تر است اگر گرم و تر ها بتوانند اصلاح زندگی بهتری داشته باشند طول عمر بیشتری برخوردار خواهند بود در جایی از پیامبر نقل شده گرماها را به طول عمر بشارت بده اما آنچه که در عمل می‌بینیم معمولاً این طور نیست چون بیشتر افراد متأسفانه مطابق با مزاج رفتار نمی‌کند و گاهاً می‌بینیم افراد سردمزاج عمر طولانی پیدا می‌کنند چون مطابق مزاج رفتار می‌کند این رعایت این است که مثلاً فرد سردمزاج از خوردن غذاهای سنگین و غلیظ و ثقیل الهضم به طور نسبی پرهیز کند فردی سردمزاج مانند یک فرد گرم مزاج نمی‌تواند مواد غذایی را مصرف کند
عدم کنترل ادرار در بچه یا به دلیل عدم قدرت ماسکه‌ی مثانه است یا به دلیل سوء مزاج برودت مثانه است به‌عنوان یک راهکار خصوصاً در شب‌ها از خوردن سردی ها پرهیز کند یک قاشق غذاخوری خاکشیر به اضافه دو قاشق غذاخوری شیره انگور به اضافه یک نصف فنجان آب جوشیده ولرم را مخلوط کرده و شب بدهید میل کند اگر اذیت شد مقادیر را نصف کنید به مدت دو هفته میل کند
سوء مزاج تر یا ضعف ماسکه می تواند علت تعریق زیاد باشد تا مدتی فرد از خوردن غذاهای سرد و تر مثل ماست دوغ پرهیز کند در حمام زمانی که بدن فرد خیس است سدر و حنا را خیس کرده به بدن بزند به مدت بیست دقیقه بماند و بعد دوش بگیرد توجه شود که حتماً بدن خیس باشد تا بدن رنگ نگیرد
حکمت یعنی مجموع دانش های زمان و کسی که به همه آن علوم مسلط باشد حکیم گویند و فلسفه در پی دستیابی به بنیادی ترین حقایق عالم است و چرایی و علت را می گویند. چنانکه ابن سینا آن را این گونه تعریف می کند: فلسفه، آگاهی بر حقایق تمام اشیا است به قدری که برای انسان ممکن است. در بعضی از معانی فلسفه با حکمت مترادف است میتونید به کتاب های فلسفه ابن سینا و ملاصدرا مراجعه کنید
توصیه من به همه ی دوستان از تطابق اصطلاحات طب سنتی با طب مدرن بپرهیزید چون بسیار متفاوت هستند و اینکه از آمیختن دو دیدگاه طب سنتی و پزشکی خودداری کنند
محکم ترین دلیلی که واسطه ارتباط طب سنتی با فلسفه میشود این هست که تعاریف و اصطلاحات در طب سنتی ایران,عقلی و فلسفی هستند. و مکتب طب سنتی ایران مثل سایر مکاتب طبی دارای دیدگاه فلسفی خاص خود است و برای بیانشون از اصطلاحات تخصصی استفاده می شود. و اینکه ورود علوم دیگر از سایر ملت ها چیز عجیبی نیست چون خیلی از علوم با کمک ملت های مختلف کامل میشود. مثل علوم ریاضیات که مبانی آن از هند است و ایران هم در این علوم ورود کرده
حکمای اسلامی در منابع خود از کتب دانشمندان و حکمای باستان مثل جالینوس ، بقراط و... استفاده کرده اند که این حکما پیش از اسلام و در ایران یا یونان باستان بوده اند حتی کتاب های مستقلی درباره تاریخچه ی طب داریم که به صورت مفصل به شرح احوال حکما و مبانی آن ها پرداخته است
علم طب به دو دسته نظری و عملی : طب نظری شامل: 1- امورطبیعیه2⃣اسباب و علل3⃣دلایل و علائم . طب عملی شامل 1 حفظ الصحه 2 معالجات ...... معالجات شامل1⃣تدابیر2⃣دارو درمانی3⃣اعمال یداوی
طب عملی (1حفظ صحه(تدابیر سته ضروریه و نگه داشت سلامتی) (2معالجات که شامل: 1.علاج بالاغذیه یعنی درمان با تدابیر تغذیه 2.علاج بالادویه(دارو درمانی) 3.عمل به ضد اگر فرد تدابیر سته ضروریه در سلامتی و صحت نگه داشت نکند در علاج تدابیر تغذیه رو باید لحاظ و عمل کند
شما احتمالا دقت نکردین حکمت به دو بخش نظری و عملی تقسیم بندی می شود✔️حکمت عملی به بررسی روابط بین موجودات می پردازد ک علم طب در این جایگاه نمیتونه قرار بگیره . جایگاه علم طب به این صورت هست دقت کنید: : حکمت⬅حکمت نظری⬅وجود با ماده⬅علوم طبیعیه(بررسی جسم از لحاظ تغییرات)⬅ علم طب . ✔️تقسیم بندی طب عملی و اعمال یداوی هم به این صورت است: علم طب به دو دسته نظری و عملی : طب نظری شامل1⃣ امورطبیعیه2⃣اسباب و علل3⃣دلایل و علائم . طب عملی شامل 1 حفظ الصحه 2 معالجات ...... معالجات شامل1⃣تدابیر2⃣دارو درمانی3⃣اعمال یداوی
این سوال غیر درسی است ولی جهت اطلاع تجزیه یعنی تقسیم شدن به اجزا مختلف مثلا خاک به آهن و نیترات و...تقسیم یعنی اینکه اگر دو جزء شود هر دو جزء از نظر ماهیتی مشابه کل هستند. ارکان قابل تجزیه نیستند یعنی اجزاء ندارند بنابراین هر چقدر هم خرد و کوچک شوند باز هم به اجزا تقسیم نمی شوند در واقع هر چه قدر کوچک تر هم بشوند به لحاظ جنسی جنس همان کل را دارند.
ما یک کیفیت فاعله داریم یعنی تاثیرگذار(گرمی و سردی) و یک کیفیت منفعله داریم یعنی تاثیرپذیر(خشکی و تری) به عنوان مثال تاثیرحرارت موجب خشکی و سردی موجب تری می شود,در رابطه با ارکان اول کیفیت فاعله رو درنظربگیرید بعد کیفیت منفعله را. اما همین ارکان کیفیت فاعله و منفعله آنها می تواندبارز و پنهان باشد به طور مثال آتش کیفیت فاعله( گرمی) بارز است و کیفیت منفعله (خشکی) پنهان است و در خصوص خاک کیفیت فاعله(سردی)پنهان و کیفیت منفعله(خشکی)بارز است. تعبیر یکسان یا غیریکسان صحیح نیست کیفیت منفعله خاک یعنی خشکی در نهایت حد خود عمل می کند ک همان جمودیت و بسته بودن و خشکیست یعنی کیفیت فاعله خاک که سردیست پنهان است و کیفیت منفعله ک خشکیست بارز است
همان طور که بارها گفته ام حکما ،طب رابراساس مبانی فلسفی خودشان تعبیرمی کنند و در صورت علاقه مندی می توان به فلسفه این سینا مراجعه کرد
اشتباه نکنید عناصر یا ارکانی ک استاد فرمودند به آن کیفیت اولیه وجود ندارند مثلا خاک اولیه سرد و خشک هست ک بسیط یعنی فقط به اجزاء خودش تجزیه میشه ولی خاک امروزی رو اگه تجزیه کنیم به هزاران ماده معدنی مثل آهن و ...تجزیه می شوند. استفاده از کلمات خاک و...برای نزدیک سازی ذهنمون به مفاهیم هست و هم چنین مشابهت خاک عنصری با خاک امروزی به دلیل یه سری سمبل ها و نمادها مثل سردی و خشکی است چهار رکن در ترکیب مواد مرکب دیده می شوند
دقت کنید آب ،خاک ،آتش و هوا که امروزه با آن سر و کار داریم صرفاً نماد و سمبلی از آب ،خاک، هوا و آتش عنصری است. این آب فعلی را که به قول شما قابل تجزیه است صرفاً نمادی از آب عنصری می دانیم به علت شباهتی که با آن دارد. آب و سایر ارکان عنصری قابل تجزیه نیستند.
دقت شما قابل تحسین است زیرا صورت و ماده از اقسام جوهر هستند اما عرض در مقابل جوهر است. دقت کنید ما می خواهیم درباره صورت و چگونگی و حالت فاعله و منفعله بودن ارکان که ماده هستند بحث کنیم یعنی می خواهیم درباره صورتِ ماده بحث کنیم اما عرض یک حالت عارضی است که نیاز به موضوع دارد
چیزی است ک قائم به نفس خود باشد و محتاج به محلی(جایگاهی)نباشد که موجودیت آن وابسته به حلول در أن محل باشد. جوهر یا جسمانیه ک دارای طول و عرض و عمق است مانند سنگ و پرنده و درخت یا روحانی مثل نفس ک قائم به ذات هست طول و عرض و ارتفاع ندارد. هرچیزی ک برای بودنش متکی به خودش هست نه جایگاه دیگری . مفهوم جوهر در فلسفه مطرح هست . جسم به دو دسته تقسیم میشه : جوهر و عَرَض . جوهر یعنی جسمی که در موجود بودن خودش نیازی به محل و موضوع نداره در مقابل ، عَرَض در وجود خودش نیاز به محل و موضوع داره . مثلا رنگ ها، عرض هستند چون رنگ نیاز دارد روی چیزی قرار بگیرد خودش به تنهایی موجود نمی شود سرما و گرما ، شکل و.. هم همین به تنهایی موجود نمی شوند باید روی یک جوهری قرار بگیرند تا بتوانند موجود شوند اما مثلا چوب یا سنگ یا گوشت و امثال این ها بدون اینکه نیاز به موضوع داشته باشند خودشون مستقلاً وجود دارند.( البته جواهر و اعراض تقسیم بندی هایی دارند که اینجا نیازی به طرح بحث نیست ) جهت اطلاع بیشتر می توانید به کتب فلسفی مثل بدایه الحکمه از علامه طباطبایی رجوع کنید
: بحث ارکان یکی از مباحث و زیرساخت های مبانی طب است . شاید به ظاهر در طب عملی و درمانگری شما به وضوح حضور اون رو حس نکنید اما برای فهم عمیق مبانی طب سنتی و اسلامی دانستن آن ضروری است . زیرا بر مبنای طب سینوی که بر اصول فلسفی او استوار است ،همه اجسام از ارکان تشکیل شده اند و این ارکان هر کدام کیفیت و چگونگی دارند و مزاج از این کیفیات و چگونگی های فاعله و منفعل ایجاد می شود . درباره سوال بعدی باید بگویم : بله تمام اندام های بدن از ارکان اربعه تشکیل شده اند اما نسبت های آن با هم متفاوت است و اینطور نیست که اندامی از یکی از ارکان تهی باشد؛ زیرا همه اجسام از ارکان اربعه تشکیل شده اند اما با نسبت های متفاوت.
استاد صرفا مثال زدند و خواستند بفرمایند : واضح است که هوا در ادامه حیات نقش اساسی دارد و این بر هیچ کس پوشیده نیست
اندام از ارکان درست نمی شود از اخلاط درست می شود و اخلاط هم ماده هستند دقت کنید اینکه اجسام از ارکان تشکیل شده اند و با اصول منطقی به این نتیجه می رسیم که ساختمان اجسام از ارکان است به این معنا نیست که بحث ارکان صرفا یک مفهوم عقلی است بلکه بحث ارکان حقیقتی است که حکما با فکر و مبانی فلسفی خود به وجود آن در اجسام پی برده اند به عنوان مثال شما با تفکر و اصول فلسفی به این نتیجه می رسید که خدایی باید در جهان باشد این به این معنا نیست که خدا صرفا مفهومی عقلی است حال این ارکان هر کدام کیفیت و چگونگی دارند که با خود به ساختمان اجسام می آورند
با توجه به مبانی حکمای ایرانی و مسلمان ، همه ی اجسام از جمله انسان از ارکان تشکیل شده اند و با توجه به مفهوم ارکان ، تعریف آن بر ماده منطبق است ۲- دقت کنید اجسام از ارکان تشکیل شده اند و ارکان ماده هستند . حال این ارکان به کار رفته در اجسام دو حالت و چگونگی دارند. حالات فاعله یعنی گرمی و سردی ، حالات منفعله یعنی تری و خشکی به این حالات ، مزاج گفته می شود لذا این حالات کیفیت و صورت است ماده نیست ۳- اگر منظور شما از شکل دادن ، ساختن است ؟ خیر . اخلاط اندام را می سازند در درس های آتی ان شاءلله منتظر باشید
ببینید یکی از مهمترین شاخصه های طب سنتی حکمای ما مبنی بودن طب آنها بر اساس مبانی فلسفی خاص اونها هست بحث ازلی بودن ارکان را هم باید در فلسفه ی آنها پیگیری کرد مثلاً بوعلی سینا در بعضی جاها می گوید اگر آنچه می گویم را قبول نمی کنید به فلسفه ام در شفا مراجعه کنید این بحث هم که آیا ارکان حادث زمانی یا قدیم زمانی هستند را نیز در همان جا باید پیگیری کرد چون ارکان ماده هستند و از نظر برخی ماده قدیم است و از نظر برخی حادث
فاسد شدن یعنی یک ماهیت صورت خود را از دست بدهد مثلا برای تبدیل هیدروژن و اکسیژن به آب باید صورت اکسیژن و هیدروژن تغییر کند به این فساد می گوییم و وقتی یک چیزی تولید و ایجاد می شود کائن می گوییم در این مثال آب کائن است . تقسیم و تجزیه هم به معنای تبدیل شدن یک ماده اجزای تشکیل دهنده آن است . درجواب قسمت دوم ، بله همیشه همراه با یک کون یک فساد است زیرا همراه با هر کونی فساد ایجاد می شود و همراه با هر فسادی ماهیتی جدید کائن میشود
گفتیم همه ی اجسام از ارکان اربعه تشکیل شده اند که این ارکان کیفیت فاعله و منفعله یعنی سردی و گرمی ، خشکی و تری دارند خب خوراکی ها هم از این قاعده مستثنی نیستند و چون جسم مرکب هستند دارای کیفیات ۴ گانه هستند
دقت کنید ارکان تشکیل دهنده ی همه ی اجسام است . خود اخلاط هم از ارکان تشکیل شده اند پاسخ شما هم این است که ارکان در اجسام حضور دارند و با کیفیت هایشان هم حضور دارند . اندام های بدن را هم که از اخلاط ایجاد می شوند بازهم از ارکان تشکیل شده اند .دوست شما پرسید چرا ما نمی‌بینیم من خواستم نقش اخلاط در ساختن اندام ها را بگویم شاید کلامم قصور داشته
این رو توجه کنید که فرد دارای یک دایره مزاج جبلی هست که اگر از این دایره خارج شود بدن ,عضو و یا افعال دچار نقصان شده است.✅هر فردی باید اعتدال را در دایره مزاج خود حفظ کند به همین دلیل هست که مصرف غذا با همه مزاج ها توصیه شده است,خوراکی های با مزاج مخالف جبلی فقط جهت درمان سوء مزاج می باشد.وقتی عملکرد بدن طبیعی است و مشکلی ندارد عمل به ضد(مخالف مزاج جبلی)عملی نامعقول است . ✅وقتی فرد افعال و عملکردش دچار تشویش ، بهم ریختگی و نقصان شود حتما یکی از علل آن را میتوان سوء مزاج دانست ک فرد از 1 به 1حرکت کرده است.شما در تعیین مزاج در جدول مختصات باید جایگاه فرد را مشخص کنید اگر از جایگاه خود حرکت کرد دچار سوء مزاج شده است به طور مثال فردی دارای گرمی 7 و خشکی 3 اگر از این مختصات به هرجهتی تغییر کند دچار سوء مزاج شده و افعال و عملکرد بدن مختل می شود
شما در هنگام برآیند گرفتن مزاج سن,فصل و جبلی این را درنظر بگیرید که حتی اگر دو کیفیت منفعله یا دو کیفیت فاعله همدیگر را خنثی کنند مزاج جبلی موثرترین مزاج بر فرد است و مزاج سن و فصل مقطعی است.پس تاثیر مزاج جبلی بر مزاج های دیگر بیشتراست
مزاج روز گرم و خشک و مزاج شب سرد وتر هست نکته اینکه شما باید به مزاج جبلی فرد در ابتدا و بعد مزاج سن و فصل توجه کنید اهمیت این سه بیشتر از مزاج ساعات است
هیچ مزاج مرکبی بر مزاج مرکب دیگر برتری ندارد اگر فرد با رعایت تدابیر سته ضروریه بتواند مزاج خود را دردایره اعتدالی نگه دارد هم حال بهتری دارد و هم طور عمر بیشتر. البته یک نکته دیگری هم وجود دارد، به گرم مزاجها بشارت هایی داده شده که آن هم به شرط و شروط است که اگر فرد تدابیر سته ضروریه را رعایت کند و زندگی سالمی داشته باشد افرادی که دارای مزاج گرم هستند به دلیل حرارت غریزی بالا طول عمر بیشتری نسبت به مزاجهای دیگر خواهند داشت
در عالم واقع مزاج مفرد وجود ندارد مثلا فردی که طبع گرم دارد ممکن است خشکی یا تری داشته باشد. مزاج اندام های یک فرد هم به همین گونه است و هم میتواند کیفیات فاعله داشته باشد و هم منفعله یعنی گرمی و تری ، گرمی و خشکی ، سردی و تری ، سردی و خشکی
هرکدام از این عوامل که فرمودین خودشون دارای مزاج هستند و موثر بر فرد شامل مزاج جبلی_ سن _فصل_مکان _اقلیم یا سرزمین_زن و مرد . تدابیر سته ضروریه شامل شش قسم هست ک امواج مخابراتی و رادیویی و آلودگی ها در قسمت هوا از تدابیر سته ضروریه قرار می گیرد
: هیچ فردی از مزاج ذاتی خود بیمار نمی شود و بهترین حال و احوال را در دایره اعتدال مزاجی خودش دارد.اگر بیماری به فرد عارض می شود یکی از علل آن می تواند سوء مزاج باشد
: مزاج جبلی هر فرد مزاجش تابع برآیند مزاج اعضاست با تاکید بر اعضای رئیسه(قلب,مغز,کبد) . از جوهر منی زن و مرد توسط قوه مولده اندام های جنین شکل میگیره که مزاج خاص به اون داده میشه و برآیند مزاج عضو و اندام ها میشه مزاج کلی
مزاج کیفیت است یعنی ماده نیست دموی,صفراوی و... اشتباه مصطلح است. این واژگان مربوط به مزاج های عارضی یا سوء مزاج ها هستند
توجه کنید فرد در طول هفته باید از همه مزاج ها غذا مصرف کند به این دلیل که بدن فرد نیازمند همه غذاها با همه ی مزاج هاست اگر از غذا با مزاج سرد وتر پرهیز کند ممکن است خلط دم در او کم شود وقتی سوء مزاج بر فرد عارض می شود که فعل و انفعالات در او دچار نقصان و تشویش بشود و این سوء مزاج ممکن است با مصرف بیش از حد هرغذا با هر مزاجی پیش بیاد نه صرفا با خوردن غذای سرد وتر
در مثال منیره اشتباه لفظی پیش آمده .اگر فرد دچار سوء مزاج شده عمل به ضد میکنیم در مثال منیره اگر سوء مزاج دارد یعنی فعل مشکل خورده عمل به سرد و تری میکنیم که مخالف مزاج هست اگر منیره سوء مزاج ندارد عمل به ضد توصیه نمیشه اگر منیره گرم و خشکی سه چندان داره باید پرهیز از ادویه جات و هوا و غذای های گرم و خشک ... کند نه اینکه توصیه بشه به سرد و تری
در مثال منیره اشتباه لفظی پیش آمده . دقت کنید مزاج جبلی هر فردی دارای یک دایره تعادل است که نباید از آن دایره تعادل خارج شود. بنابراین فردی که مزاج جبلی گرم و خشک دارد در صورتی که به طرف سردی و تری سوق پیدا کند چون از مزاج جبلی خود فاصله می گیرد دچار سوء مزاج می شود و برای این فرد مشکلاتی ایجاد می شود .پس هر فردی فقط در دایره تعادل مزاج که در آینده بیشتر با آن آشنا خواهید شد حق دارد تغییر مزاج دهد بنابراین این فرد باید از چیزهایی که او را به طرف سردی زیاد و یا تری زیاد سوق می‌دهد اجتناب کند چون مخالف مزاج جبلی او است و البته از چیزهایی که گرمی و خشکی او را نیز بیش از اندازه زیاد می کند نیز باید اجتناب کند.
بله همانطور که مزاج فصل و سن و مکان و سرزمین و ...بر فرد موثر واقع میشه بر نطفه هم قطعا موثر است
خارج شدن از محدوده مزاج مادرزادی قطعا باعث سوء مزاج و تشویش و نقصان افعال می شود
تدابیر شیردهی و بارداری ان شاالله در ترم آتی آموزش داده می شود
: مزاج جبلی سرد و خشک/ مزاج سن گرم و تر/ مزاج فصل گرم و خشک = نهایتا مزاج گرم و خشک باقی میمونه . به این صورت که گرمی سن و گرمی فصل تا حدودی سردی مزاج جبلی را تعدیل می بخشد و تری سن ,خشکی فصل را تعدیل می بخشد و خشک مزاج جبلی باقی میماند. نگرانی فرد باید بابت کیفیت منفعله باشد
گرمی که باعث خشکی می شود با خشکی مزاج جبلی فرق دارد,خشکی مزاجی یک موضوع جداگانه است و گرمی که باعث خشکی می شود موضوع دیگریست . مثلا فلفل گرم است و گرمای فلفل باعث خشکی بدن هم می شود و مفردات گرم و رفتارهای گرم باعث ایجاد کیفیت خشکی در بدن می شود و ربطی با مزاج جبلی ندارد و اینکه مزاج خشکی از گرمی نیامده ک کنار سردی قرار گرفته است,کیفیت چهار گانه سردی و تری و خشکی و گرمی از ارکان منشاء گرفته اند و اینطور نیست ک کیفیت منفعله منشاء آن کیفیت فاعله باشد. اگر سردی بر جای حاکم شود زمینه ساز رطوبت می شود این رطوبت با رطوبت مزاج جبلی فرق دارد
سوال خود را واضح تر بیان نمایید آیا منظور شما این است که مزاج سن و فصل چه تاثیری بر مزاج جبلی دارند که در این صورت برای هر فرد با توجه به شناسنامه مزاجی او و با توجه به میزان شدت مزاج او باید نظر داد و اما درباره اینکه مزاج سن و فصل مساوی با مزاج جبلی هستند، خیر چنین نیست
مزاج فصل و سن روی تمامی افراد با مزاج سالم و دارای سوء مزاج موثر است و میتواند فرد را به مختصات مزاج جبلی نزدیک و یا دور کند.
مزاج یک فرد سالم تابع برآیند مزاج اعضاست با تاکید بر مزاج اعضای رییسه
پایه و اساس سلامتی یک فرد حفظ دایره تعادل مزاج جبلی است و در سنین مختلف در فصول مختلف سال و در شرایط مختلف باید تدابیر او بر اساس حفظ مزاج جبلی او باشد در درس های بعد بیشتر با اصول حفظ سلامت آشنا می شوید
بله تاثیر دارند بر همدیگر در واقع سردی و گرمی ، تری و خشکی مزاج جبلی مزاج اقالیم و مزاج فصول بر یکدیگر تاثیر دارند و همدیگر را تشدید و یا تعدیل می کنند مثلاً کسی که مزاج جبلی او گرم و خشک است و در فصل سرد و تر است قطعاً گرمی و خشکی او با سردی و تری فصل تعدیل می شود و یا فردی که مزاج جبلی او سرد و تر است و در اقلیم گرم و خشک است قطعاً سردی و تری او با گرمی و خشکی اقلیم تعدیل می شود.
در یک تقسیم بندی اقالیم به هفت قسمت تقسیم می شود آنچه حقیر مطالعه کرده است این است که نواحی کوهستانی سرد و خشک // بیابانی گرم و خشک// مناطق کنار دریا سرد و تر // مناطق جنگلی گرم و تر هستند مانند استوا. ایران همه این مناطق را در خود دارد .
منظور شما از تاثیر آن بر مزاج چیست؟ آیا منظور شما این است که مزاج سن بر مزاج جبلی تاثیر می گذارد ؟که در این صورت آری مزاج سن می تواند بر مزاج جبلی تأثیر بگذارد و آن را تشدید و یا تعدیل کند به عنوان مثال کسی که مزاج جبلی گرم و خشک است و در سن گرم و خشک قرار دارد قطعاً گرمی و خشکی تشدید می شود و به همین ترتیب
باید توجه کنیم که فصل ها دقیقا همون بازه زمانی معروف نزد ما نیستند مثلاً بهار حتماً و الزاماً نباید از اول فروردین تا پایان خرداد ماه باشد زیرا در بعضی از اقلیم ها آنها زودتر شروع می‌شود و تمام می‌شود و یا زمستان در بعضی از اقالیم زودتر شروع می‌شود لذا باید به این نکته توجه کرد با توجه به تعریف فصول و نشانه های آن ها دقت کنیم. اما درباره تغییرات ناگهانی در فصول شاید علت آن دمای کره زمین باشد . این نظر حقیر است با توجه به مطالعاتم اما می توان این سوال را به استاد ارجاع داد
: چه بخواهید چه نخواهید اندام های جنین از کدهایی که برآیند مزاج اندام های پدر و مادر هست و از طریق منی منتقل می شود تشکیل می شود اما مادر می تواند از سوءمزاج خود جلوگیری کند و یا آن را درمان کند تا سوءمزاجش بر نوزاد اثر نگذارد
: در برخی منابع آمده است که تأثیر دارد و حتی دیده ام که قواعدی را هم ذکر کرده اند اما در واقع تأثیر آنچنانی ندارد زیرا آنچه اصل است برآیند مزاج پدر و مادر است که از طریق کدهایی توسط منی منتقل می شود
بهترین مزاج برای هر فردی ماندن در دایره تعادلی مزاج خودش است هر فردی با مصلحت های خداوند حکیم تقدیر شده است و رسیدن او به کمال با همین مزاج و شرایط ممکن بوده است که خداوند ارزانی کرده است به او. تأثیر فصل بر مزاج جبلی و تشکیل نطفه چندان قابل توجه نیست
: اثر هوا و اقلیم بر افراد مختلف با مزاج های مختلف تفاوت دارد مثلا کسی که مزاجش مرطوب است مسلما در هوای مرطوب دچار رطوبت بیشتر می شود اما در این اقلیم فرد خشک مزاج ، تأثیر مزاج بر او چندان شدت نمیگیرد اما در کل اثر اقلیم بر افراد را در بررسی و تشخیص مزاج نباید دست کم گرفت
خیر مزاج عضوی هر فرد متفاوت از مزاج جبلی خودش و متفاوت از هر فرد دیگریست به طور مثال در مختصات ترسیم شده مزاج دماغ علی سرد وتر و مزاج دماغی مریم گرم و خشک هست. این گرم و خشکی و سرد وتری این دو فرد نسبت به مختصات اصلی مزاج دماغ که سرد وتر هست سنجیده می شود
در جایی مطالعه کردم که گروه خونی B غالبا سرد و تر *گروه A غالبا گرم و خشک *گروه O سرد و خشک*و گروه AB گرم و تر هستند و گروه های منفی غالبا سرد هستند البته به صورت غالبی
ممکن است نوزاد با سوءمزاج متولد شود شما برای تشخیص مزاج جبلی ۱۰ نشانه را باید چک کنید حالا به نظر شما ما نبض و ملمس و جنس مو و واکنش و.... را چگونه از عکس بفهمیم ؟
مزاج خودش گرم و خشک// مزاج سنش گرم و تر// مزاج فصل سرد و تر // در این حالت گرمی جبلی او که در اثر گرمی سن ، شدت پیدا کرده بود با سردی فصل تعدیل شده و گرمی جبلی در دایره تعادل می ماند و خشکی جبلی او در اثر تری سن در معرض این است که از خشکی ایدآل جبلی خارج و به سمت تری برود و در فصل زمستان این رفتن به سمت تری بیشتر می شود لذا این فرد باید مراقب رفتار ها و خوراکی های رطوبت زا باشد تا خشکی جبلی او جا به جا نشود
ما به دنبال تشخیص مزاج جبلی و مادر زادی هستیم تا بدانیم بدن فرد و اندام های او در چه حالتی سلامتش حفظ می شود افراد بالای ۲۱ سال را از آن ها سئوالاتی می پرسیم تا پی ببریم به مزاج مادر زادی او .مزاج فعلی افراد را هم لازم داریم تا به سوء مزاج آنها ها احیانا پی ببریم
شناخت مزاج جبلی برای این است که مطابق با طبیعت فرد با او رفتار کرد و مثلا در صورتی که نسبت به خوردن گرمی ها مثلا تنفر دارد او را مجبور نکرد اما به عنوان یک مادر مراقب رفتارهای غلط تغزیه ای کودک که حاصل سوء رفتار است باشید و ذائقه او را بر مفید ها تغییر دهید
: خیر انقلاب در مزاج اولا به طور کامل اصلا میسر نیست و حرکت به خلاف مزاج جبلی بسیار خطرناک و بیماری زا است به مرور بیشتر متوجه می شوید
در سنین بالای ۶۰ سال انسان وارد سن سرد و تر می شود و سردی و تری مزاج سن بر جبلی او اثر می کند بنابراین مزاج عوض نمی شود بلکه اگر اختلال در عملکرد اندام ها را شاهد شویم یعنی دچار سوء مزاج و ضعف عملکرد اندام ها شده است پیری و ناتوانی از سنت های الهی است اما نباید با عملکرد خودمان این روند پیر شدن را سرعت ببخشیم
ظاهراً به یک معنا به کار می رود اینکه دقیقا از نظر حکمای سلف هم چنین باشد باید بررسی شود به جواب برسم می گویم ان شاءلله
در مثال شما باید دقت کرد نوزادان معمولا به دلیل مشکلات گوارشی و یا غلبه گرمی بدو تولد خواب سبک و بد آرومی دارند شما نهایتا بقیه اجناس را چک کنید
: بهترین حالت سلامت و تعادل در هر فردی ماندن در دایره تعادل مزاجی خودش است وبسیار بیشتر و یا کمتر از آن متمایل شدن به سمت سایر مزاج ها او را دچار سوء مزاج می کند
در سن بلوغ تغییراتی در بدن اتفاق می افتد و بدن در سن رشد است بزرگ شدن فک و.. از نشانه های گرمی و خشکی نیست پرخاشگری هم تنها عاملش گرمی و خشکی نیست
تا زمانی که مزاج جبلی فرد را ندانید از کجا بدانید که دایره حفظ سلامت او چه محدوده ای است و اندام های او در کدام مزاج بهترین عملکرد خود را دارند اگر مزاج جبلی را ندانید سوءمزاج را بر اساس چه چیزی تشخیص می دهید ؟ بیمار شما از کدام مزاج دچار سوء شده ؟؟ و دلایل بیشمار دیگر
در هر منطقه ای نیازی نیست هر ۴ فصل وجود داشته باشد بلکه برخی مناطق فقط دو فصل یا سه فصل مثلا دارند یا مثلا شیراز ما ۴ فصل را دارد خب مناطق کنار دریا هم قرار نیست زمستان اردبیل را داشته باشند بلکه به تناسب هوای ایام مختلف سال و به نسبت آب و هوای خود ، تأثیر مزاجی دارند
مثلا فردی مزاج جبلی خیلی گرم و خیلی خشک دارد این فرد در سن ۳۷ سالگی در سن گرم و خشک هم قرار می گیرد لذا گرمی و خشکی جبلی او تشدید می شود . حال این فرد در فصل زمستان که مزاج آن ، سرد و تر است باعث می شود اثر گرمی و خشکی سن بر روی مزاج جبلی کم شده و لذا این تشدید شدگی تعدیل شود و مزاج جبلی فرد در همان جایی که هست بماند اگر باز هم سئوالی بود در خدمتم
مواردی از قبیل آنچه شما ذکر کردید و یا مثلا اینکه می گویند مزاج غم سرد است و ... باید گفت مزاج مربوط به جسم مرکب است بلکه این ها پیامد مزاجی دارند مثلاً غم پیامد سردی و ایجاد سودا در بدن دارد همه ی حوادث و پدیده های اطراف ما با توجه به تأثیری که برما می گذارند و واکنش و انفعال ما بر مزاج ما اثر می گذارند که کم کم با آن آشنا می شوید مثل تأثیر موسیقی ، تأثیر استفاده از موبایل و...
دقیقا کاری که یک طبیب باید انجام دهد همین است که بتواند مزاج جبلی را به دست آورد و به مزاج فعلی او نیز دقت کند و اگر فرد دچار سوء مزاج شده است و یا در معرض سوء مزاج است تدابیر لازم را هشدار دهد. در ایجاد مزاج فرزند برآیند همه اندامهای پدر و مادر و آنچه به آن ها رسیده است موثر است اما قطعی نمی توان حکم کرد
پوست بدن هر کسی نسبت به اندام‌های او متعادل است بنابراین اگر پوست بدن فردی در لمس شما سرد است یعنی پوست بدن او نسبت به اندام های خودش متعادل است اما نسبت به اندامهای شما و نسبت به پوست شما سرد است و برای ما تعادل نسبت به خود فرد مهم است
مزاج جنین برآیند مزاج اندام های پدر و مادر است که توسط کدهای موجود به منی منتقل می شود در ادامه بیشتر متوجه می شوید
خیر مزاج جبلی قابل تغییر نیست فقط در دایره تعادل خود می تواند اندکی تغییر کند و گرنه دچار سوء مزاج می شود
در جلسات آینده متوجه می شوید که چگونه باید پی به مزاج سنین کودکی برد که مهمترین آن پرسیدن سوال هایی از زمان کودکی از خود فرد و یا از مادرش و یا اطرافیان نزدیک به او . منتظر پرسشنامه باشید ان شاءلله
دقت کنید ما فقط به دنبال شناخت مزاج فرد به صورت کلی نیستیم زیرا اینکه مزاج امیر و مریم هر دو گرم و تر است به این معنا نیست که اندام های هر دو یک مزاج دارند بلکه برای تدبیر حفظ سلامت آن ها باید به مزاج اندام ها و میزان گرمی یا سردی و تری یا خشکی آن ها به تفصیل پی برد
این مسئله که به طور کامل گرمی و سردی و تری و خشکی کاملا همدیگر را خنثی کنند و برآیند به صفر برسد ، در واقعیت یک امر غیر ممکن است اما روی کاغذ ممکن است در آینده با معنای مزاج متعادل آشنا می شوید
دقت شما قابل تحسین است زیرا هر جنسی به راحتی به طرف جنس موافق خودش سوق داده میشود مثلا گرمی خیلی سریع تر به طرف گرمی بیشتر یا سردی به طرف سردی بیشتر متمایل میشود و این گرمی یا سردی ، تری و خشکی تشدید می شود لذا با اندکی مزاج مخالف این خطر زود سُر خوردن برطرف می شود شبیه چیزی که در روایت داریم که با انجام واجبات تنها ، بر لبه ی پرتگاه راه می روید و با انجام مستحبات از پرتگاه فاصله می گیرید و با امنیت بیشتر سفر می کنید
این مطلب همان چیزی است که از حکمت آموز و سفیر سلامت انتظار می رود با تحلیل مزاج جبلی و سنجیدن شرایط اقلیم و سن و فصل ، تدابیر حفظ سلامت را برای افراد بیندیشد. مثلا اگر کسی مزاج جبلی گرم و خشک دارد و در اقلیم گرم و خشک مثل بیابانی زندگی می کند مزاج او در معرض تشدید شدن است و باید مراقب باشد البته در فصول مختلف سال و سنین مختلف این تدابیر متفاوت است که به مرور آشنا می شوید ان شاءلله
دقت شما قابل تحسین است و ترسیم این اشکال صرفاً برای یادگیری بهتر است و قاعده حتمی در آن وجود ندارد شما میتوانید برای خود سبکی جدید استفاده کنید و اصلاً علم با همین دقت ها پیش می رود
سردی یک بیماری نیست و مزاج سرد یکی از مزاج‌های نه گانه است و مزاج برخی اندام ها سرد است. آنچه امروز درباره سردی و عوارض آن گفته می شود منظور از غلبه سردی در اثر سبک زندگی امروز است که بیشتر خوراکی های مصرفی نوع زندگی رو به غلبه سردی می‌رود از این جهت غلبه سردی بیشتر مطرح است وگرنه غلبه و سوء مزاج هر مزاجی به نوع خودش خطرناک است اما چون عوارض غلبه سردی بیشتر است لذا بیشتر بحث می شود
هر فردی مزاج جبلی مختص به خودش را دارد که سلامتی او در حفظ دایره تعادلی مزاج‌ جبلی خودش می باشد و باید در پی این باشد که مزاج جبلی خودش را بیابد . بنابراین اگر فردی مزاج جبلیش سرد و تر است در صورتی که به افراط به طرف گرمی و خشکی متمایل شود چون از دایره مزاجی خودش خارج شده است و مزاج اندام ها را به هم ریخته است دچار سوء مزاج می شود. با تدابیر حفظ سلامت آشنا می شوید ان شاءلله
این شرایط بر مزاج فعلی او می تواند اثر بگذارد . ما در پی دستیابی به مزاج جبلی هستیم . در درمان باید به تمام شرایط فعلی و گذشته بیمار توجه کرد که در آینده ان شاءلله مفصل آشنا می شوید
سوال شما دقیق و به جاست. مغز یکی از اندامهای رئیسه بدن است که قطعاً تغییر مزاج آن بر سایر اندام ها اثر می گذارد اما ممکن است پیش بیاید که با تغییر مزاج مغز، سایر اندام ها در تعادل نسبی خود باقی باشند و بنا بر دلایلی مزاج مغز نسبت به سایر اندام ها بیشتر تغییر کند مثلاً ممکن است سر در تماس مستقیم با سرما باشد و مزاج مغز سردتر شود ضمن اینکه مزاج مغز نسبت به قلب و کبد، سرد است .
شما مزاج جبلی را پایه قرار دهید که فرد باید در این دایره تعادلی مزاج خودش بماند . حال مزاج فصل و سن در صورتی که همسو با مزاج جبلی باشند می توانند سبب تشدید مزاج جبلی او شوند و اگر مخالف مزاج جبلی او باشد در صورتی که غلبه شدت پیدا کند باز هم او را از دایره تعادل خارج می کند در مثال شما : علی با جبلی سرد و خشک در سن گرم و تر و فصل گرم و تر قرار دارد لذا خشکی و سردی مزاج او گرمی و تری فصل تعدیل شده و گرمی و تری سن می تواند او را در معرض سوق دادن به گرمی و تری قرار دهد و از دایره تعادل جبلی خودش خارج کند پس باید تدابیری انتخاب کند که در دایره تعادل سردی و خشکی جبلیش بماند
هر فردی یک مزاج جبلی مختص به خودش دارد در این مزاج جبلی که با آن به دنیا آمده است ، مزاج همه اندام های او در تعادل مزاجی هستند. مزاج جبلی یک دایره تعادل دارد به عنوان مثال فردی که مزاج جبلی او گرم و خشک است تا محدوده اندکی می‌تواند به طرف گرمی بیشتر یا به طرف سردی بیشتر یا به طرف خشکی بیشتر یا به طرف تری بیشتر برود اگر بیش از آن گرم تر و یا بیش از آن سردتر یا بیش از آن دایره تعادل ، خشک تر و یا تر تر بشود دچار سوء مزاج می‌شود. پس باید همه تلاشش را بکند و تدابیری بیندیشند تا در آن دایره تعادلی بماند که درباره تدابیر حفظ صحت در آینده بیشتر آشنا خواهید شد
بله شما به یک اصل اساسی اشاره کردید که قرآن می فرماید : کلوا وشربوا و لا تسرفو بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید . اما اگر همه به چنین اصلی پایبند بودند آیا دیگر بیماری به این شدت وجود داشت ؟ وقتی بیماری ایجاد می شود ناگزیر به دانستن مزاج جبلی هستیم
دقت کنید همواره ما باید دو شناسنامه یا حتی سه شناسنامه مزاجی برای بیمار داشته باشیم 1)شناسنامه جبلی که تولد است. 2)شناسنامه فعلی بیمار و حتی شناسنامه بین ولادت تا مزاج فعلی تا شرایط تغییر مزاج او را دقیق بدانیم
بهترین مزاج ، ماندن در دایره سلامت مزاج جبلی است .نیازی نیست همه خود را به مزاج متعادل برسانند بلکه همین که مزاج سرشتی خود را که با آن متولد شده اند را در محدوده ی سلامت نگهدارند کافی است . در ادامه بیشتر آشنا می شوید ان شاءلله
عزیزم مزاج جبلی همان مزاج مادرزادی فرد است که با آن متولد می شود. و برآیند مزاج اندام های رئیسه او است برای پی بردن به اینکه این مزاج برای هر فرد چیست از اجناس ۱۰ گانه استفاده می کنیم نگران نباشید با دقت و صبر مطالب رو مرور کنید مباحثه کنید ان شاءلله براتون جا میوفته
بله هر موجود مرکبی مزاج دارد چون ارکان اربعه در آن موجود است در سنگ ها عنصر خاک به دلیل استحکام آن بیشتر است لذا سردی و خشکی آن غلبه دارد اما این میزان بهره بردن از ارکان اربعه در هر سنگی متفاوت است آنچه منظور شما است خواص سنگ ها است و اثراتی است که بر ما ایجاد می کند که حوزه ی بحث ما خارج است
دقت شما قابل تحسین است. هر شی مرکبی دارای مزاج است می دانید که عالم آخرت عالمی جسمانی و روحانی است ( منظور از جسم ماده داشتن نیست بلکه طول و عرض و ارتفاع یعنی شکل داشتن است ) بنابراین اجسام در آنجا هم مزاج دارند .البته جایی نفرموده اند مزاج بهشت کافور است بلکه آیه قرآن می فرماید برخی نوشیدنی ها مزاج آن ها کافور است و درباره برخی می فرماید مزاجش زنجبیل است اشاره به مزاج زنجبیل و کافور . بحث اصول طب در قرآن و سیره ی معصومین از ابعاد اعجاز قرآن است که خداوند به ما توفیق دهد در این راستا گام های مهمی برداریم ان شاءلله
: بله زیرا هم به مزاج جبلی نزدیک تر است و هم معمولا در جوانی سوء مزاج وارد مرحله مستحکم نشده البته هستند جوانانی که با افراطی گری های خطرناک وارد این مرحله شده اند
سن گرم و خشک است / جبلی سرد و تر است . این خانم در فصل زمستان باید مراقب باشد سردی و تری جبلی اش غلبه نکند
مزاج جبلی را می شناسیم تا از محدوده ی سلامت اعضای بدن مطلع شویم و با مزاج عارضی فرد مقایسه کنیم . بحث غلبه ی اخلاط تنها یک بخش از اسباب بیماری ها است . منتظر باشید ان شاءلله
بزرگوار با توجه به لغتنامه دهخدا که یک منبع معتبر در لغت شناسی زبان فارسی هست در تعریف کلمه جبلی آن را ذاتی ، خلقی، سرشتی، فطری و هم معنای طبعی معرفی می کند و آن را مقابل اکتسابی می داند . لذا در بیان این سوال یک مغالطه رخ داده و چیزی را که ثابت و خلقی است متغیر معنا کرده این به لحاظ لغوی. به لحاظ واقع هم منظور از مزاج جبلی مزاج مادرزادی است که اندام های بدن در دایره تعادل آن مزاج ، صحت دارد
جبلی : گرم و خشک // سن : سرد و تر . دقت کنید برای این فرد باید تدابیر مسن بودن را هم لحاظ کرد . این فرد در پاییز و زمستان باید مراقبت بیشتری کند تا سردی سن او و خشکی جبلی و فصل در او شدید نشود . در تابستان نیز مراقب گرمی جبلی و در بهار مراقب تری سن خود باشد . اما در کل زمستان و پاییز را باید مراقبت بیشتری کند
: ان شاءلله سطح ۲. بحث تدابیر مربوط به سطح دیگر است . دقت کنید مزاج جبلی یک دایره تعادل سلامت دارد که در آن اندام های بدن ، عملکرد متعادل دارند در فصل و سن و اقلیمی باید مراقب باشیم این مزاج جبلی از آن محدوده ای که هست خارج نشود. چه بیش از اندازه به سمت مزاج همسان برود و دچار غلبه و شدت شود چه بیش از اندازه به سمت مزاج غیر همسان برود در هر دو صورت دچار سوء مزاج می شود.
وقتی شما بخواهید سلامتی را برگردانید در صورتی موفق می شوید که که مزاج برآیند فرد و اندام هایش را به دایره تعادلی خودش برگردانید و برای این مسئله ناچار به شناخت مزاج جبلی هستید اگر ندانید اندام های فرد حدودا چه مزاجی دارند در تدابیر و تجویز نمی توانید تصمیم درستی بگیرید
در این دو فصل باید مراقب بیشتری نسبت به خشکی بالاخص داشته باشد
دوست عزیز در این دوره داریم تلاش می کنیم که متوجه شویم هر کسی در دایره تعادلی مزاج مادرزادی خودش یعنی مزاجی که در رحم مادر اندام هایش شکل گرفته و با آن متولد شده ، سلامت دارد و اگر جابه جا شود دچار بیماری می شود .شما با این کار فرزند خود را دچار سوء مزاج می کنید
اولا نگران نباشید این سه چیزی که شما دادید مضر نبوده و ارزش غذایی خوبی داره یه نکته رو بدونید که رشد و وزن گیری هر فردی مطابق با شرایط مزاجی اون هست و الزاما سلامتی به وزن و قد بالا نیست بلکه اگه فرزند شما سالم هست و عملکرد اعضای بدن متعادل هست یعنی در وضعیت خوبی داره اما اینکه مزاج جبلی اون چی هست رو شما اجناس عشره رو مطالعه فرمودید برا تشخیص
سئوالات شما مربوط است به اهمیت بسیار زیاد بحث مزاج شناسی در زندگی و معاشرت و.... دقت کنید دایره تعادلی مزاج یعنی فرد در اون دایره تعادلی اندام هایش دچار اختلال نیستند و بیماری ایجاد نمی شود و تا جایی که بیماری ایجاد نشده متعادل هستند . مثلا اینکه فرزند اول شما با مزاج جبلی گرم و خشک درس را سریعتر می گیرد و فرزند دوم شما با مزاج جبلی سرد و تر درس را تمرین و تکرار بیشتر می گیرد این اختلال نیست و این تفاوت است پس غیر متعادل نیست در بحث ازدواج و انتخاب شغل و... هم همین طور شما باید با درک درستی که از مزاج خود و قابلیت های خود دارید انتخاب کنید بخاطر همین است که اسلام می فرماید با هم کفو خود ازدواج کنید یعنی اول خودتان را بشناسید بعد کفو و همتای خود را شناسایی کنید و اگر الان ازدواج کرده اید با درک مزاج خود و طرف مقابل راحت تر با او کنار می آیید مثلا همسر شما مزاج تر دارد و شما مزاج خشک شما باید بپذیرید که همسر شما بیش از شما به خواب نیاز دارد و نباید او را با خود مقایسه کنید و هزاران مثال دیگر اما اگر دچار اختلال و بیماری شد نیاز به درمان و اصلاح دارد
ترجیحاً یا سنین اول یا برآیند هفت سال اول یا هفت سال دوم یا هفت سال سوم را در نظر بگیرید اگر هفت سال اول را بتوانید خوب تشخیص دهید البته نسبت به هم‌سن و سال‌ها، مناسب‌تر است.
فقط مشخصات مزاج جبلی پدر و مادر یا زمان انعقاد نطفه نیست که تعیین می کند اعراض نفسانی خیلی مهم است شرایط قبل حین و بعد از بارداری از جمله اعراض نفسانی و سته ضروریه دخیل هستند در شکل‌گیری مزاج اما اگر یک زوج از یک ماه قبل بارداری تا بعد از بارداری و تولد نوزاد تحت نظر یک طبیب حاذق باشند می‌توان تا حدی کنترل کرد که فرد به سمت مزاج مستحکم قوی و مطلوب حرکت کند
وقتی شما مکان زندگی را تغییر دادید ودر یک منطقه گرم و خشک قرار گرفته‌اید برای رسیدن به تعادل باید درمان به ضد کنید نه این‌که شما بیمار شده‌اید خیر بلکه تدابیر به ضد را باید بیندیشید مثلاً در منطقه گرم و تر یک حجم ادویه می‌خوردید و غذای گرم و خشک می‌خوردید باید از آن‌ها اجتناب کنید روغن های سرد و تر یا حداقل گرم و تر به بدن ماساژ دهید روغن بنفشه و روغن گلسرخ خیلی خوب است به بدن ماساژ دهید این خارش‌ها و خشکی‌ها برای تشدید گرما و خشکی است باید یک مقدار از گرمی‌ها و خشکی‌ها اجتناب کنید ماالشعیر طبی برای شما مناسب است
دلیلی بر این نیست که مزاج گرم باشد حتما جنوبی است در جنوبی‌افرادی داریم که مزاج سرد دارند افرادی داریم در غرب کشور زندگی می‌کنند و مزاج گرم دارند اقلیم فقط بر مزاج جبلی تاثیرگذار است این‌که فردی با خوردن فلفل کهیر بزند یک بیماری است پس یعنی تضرر دیده وقتی فردی با خوردن کیفیتی تضرر دید دال بر سوء مزاج است این‌که مزاج جبلی چه هست را نمی‌دانیم و باید محاسبه گردد ممکن است یک سرد مزاج با خوردن فلفل کهیر بزند البته نوعاً چون گرم مزاج‌ها زودتر به سوء مزاجی گرم مبتلا می‌شود. نوعاً و عموماً می توانیم بگوییم فردی که با خوردن فلفل کهیر می‌زند مزاج جبلی گرم داشته ولی این‌که در شمال باشد یا جنوب دلیلی بر این مدعا نیست .
جمله‌ای از حکیم جرجانی است که می‌گوید سلامت شما تا وقتی که مزاج جبلی خود را حفظ کنید برقرار است و سعی در حفظ مزاج جبلی باید صورت گیرد حفظ مزاج جبلی تنها با رعایت سته ضروریه و تعادل در تغذیه میسر می‌گردد
روح طبی گرما و حرارت خود را مستقیما از حرارت غریزی می گیرد نه قلب. جایگاه حرارت غریزی هم در بطن چپ قلب قرار دارد
در رابطه با مزاج اعضا ترم آتی آموزش داده میشه. نکته این که معده هر چهار کیفیت را می تواند داشته باشد نشانه های دارد که بعد گفته میشود✅فقط جهت اطلاع المعده بیت کل داء : معده خانه تمام بیماری هاست . درباره مزاج برخی از اندام ها که گفته نشده است در منابع اختلاف نظر وجود دارد مثلاً برخی از حکما مانند حکیم ابوالقاسم الزهراوی درباره مزاج معده معتقد هستند که چون معده بافت عصبی قابل توجهی دارد لذا مزاج معده همسو با مزاج عصب که سرد و خشک است ، مزاج معده هم سرد و خشک است . اما برخی مانند ابن سینا می گویند: مزاج معده و رحم را باید با توجه به نشانه های گرمی و سردی آن مزاج سنجی کرد مثلاً برای تشخیص مزاج معده یک فرد به هفت سال اول زندگی او و اگر میسر نبود هفت سال دوم و اگر میسر نبود هفت سال سوم زندگی او توجه می‌کنیم در صورتی که نشانه های گرمی مثل زود هضمی مثلاً داشته باشد آن را مزاج گرم می نامیم و در صورتی که نشانه های سردی مثل دیر هضمی، آروغ و غیره داشته باشد آن را سرد معرفی می کنیم که به نظر می رسد رأی درست نیز همین باشد که درباره نشانه های سردی و گرمی اندام ها بعدا مفصل آشنا می شوید .البته برخی هم می‌گویند در درباره مزاج معده چون در معده هضم اتفاق می افتد و هضم نیاز به حرارت دارد پس باید مزاج معده گرم باشد اما همانطور که گفته شد به نظر می‌رسد نظر صحیح نظر ابن سینا باشد
خلط خون چون منعقد نشده و خون بسته نشده است ,حرکت و جریان دارد خاصیت حرکت ,گرما و حرارت است بنابراین گرما و حرارت بیشتری نسبت به کبد که خون منعقد شده و بسته شده است دارد لذا همواره خون سیال از خونی که سیال نیست گرم تر است. منعقد و منجمد دراین جا به یک معنی هست . انعقاد خون می تواند در اندام های دیگر بدن هم باشد مانند خون مردگی های پوست و یا رسوب خون در عروق و... اما با این وجود می توان این سئوال را ارجاع به استاد داد .
مزاج مغز هر فردی نسبت به پوست بدن او سرد و تر است اما همه مغزها نسبت به مطلق مغز دارای یک تعادل مزاجی هستند در صورتی که نسبت به شناسه های دایره تعادل یک مغز به طرف گرمی و خشکی برود آن را گرم و خشک می دانیم که درباره تعادل مزاج اندام ها در آینده بیشتر آشنا می شوید. بنابراین در صورتی که یک مغز نسبت به مزاج مغز معتدل ، گرم و خشک باشد باز هم به نسبت پوست خود آن فرد، سرد و تر است
مزاج پوست هر فردباخودفردسنجیده میشه, به عنوان متعدل ترین عضو برای فرد نسبت با سایر اعضا . قرار نیست مزاج پوست شخص1باشخص2قیاس شود
روح طبی منشا آن حرارت غریزی است و در بطن چپ قلب قرار دارد و تولید و تولد می یابد بعد به اعضای ریسه و تمام اندام ها می رود.✅اخلاط تولیدی در کبد هنگام ورود در بطن چپ تحت تاثیر حرارت غریزی یک بخار لطیف از آن متساعد میشود که همان روح طبی یا حیوانی است که منشاء حیات هست . روح حیوانی از طریق شریان آئورت به همه ی اندام ها می رود.
همه ی ارواح طبی علاوه بر اینکه قوا را به همه اندام ها می برند به اندام خودشان هم میبرند مثلا قلب توسط روح حیوانی ، قوای حیوانی را به همه اندام های بدن می برد و حیات را به اندام ها می برد از جمله به قلب هم می برد و به او هم حیات می دهد برای مغز و کبد هم همین طور
بله دم منظور هست مثل سرد ترین اندام که خلط بلغم هست این دو به دلیل اهمیت زیاد ، اندام محسوب شده اند
بله در آینده بیشتر آشنا خواهید شد ان شاءلله. حرارت غریزی در بدن وجود داره از ابتدای خلقت
سوال شما نشان از دقت و تحلیل شما دارد. خیر لزوما چنین نتیجه نمی شود زیرا رطوبت و حرارت غریزی در هر فردی متناسب با مزاج اندام های او است و همان مقدار که متناسب با اوست مگر اینکه دچار سوء مزاج شود
منشاء بول، فضولات هضم دوم کبدی است که به کلیه ها می رسد و سپس در فرآیند عملکرد کلیه ها و مجاری قرار میگیرد
طحال جزء اندام های گرم است اما اندام های گرم دارای مراتبی هستند طحال نسبت به اندام‌های دیگر گرمی کمتری دارد به خاطر اینکه جایگاه ذخیره سودای بدن است و چون سودا مزاج سرد و خشک دارد لذا گرمی طحال را از ماهیچه کمتر می کند اما جزء اندام های گرم به حساب می آید اما شدت گرمی آن از ماهیچه کمتر و از کلیه ها و شریان ها بیشتر است
جوش زدن پوست نشانه ی بیماری است و عوامل مختلفی دارد یکی از عوامل می تواند سوء مزاج گرم باشد پس علت باید بررسی شود .
خونی که درشریان هاجاری است شامل اخلاط اربعه به علاوه روح طبی وسایراجزا است اما منظورازخلط دم یکی از ارکان اربعه درکنار صفرا، سودا و بلغم
در این مبحث یعنی مبحث اندام های گرم، منظور از دم همان خلط دم از اخلاط اربعه است و دلیل گرمتر بودن آن نسبت به سایر اخلاط ارتباط خلط دم با قلب است که بیش از سایر ارکان با قلب در ارتباط است لذا گرمی آن بیش از سایر اخلاط است و به دلیل مهم تر بودن بلغم و دم به عنوان اندام به حساب آمده اند البته بلغم در اندام های سرد است.
در استفاده از جنس ملمس هم دمایی همه نواحی بدن مهم است وگرنه فرد دچار سوء مزاج است البته اگر در معرض دمای سرد بیرون مثلا قرار گرفته و از این جهت دست و پای سرد است این قابل توجه نیست بلکه در حالت عادی همیشه دمای بدن او چگونه است اگر همیشه مثلا کف پای او داغ است یا خیلی سرد است با این مزاج جبلی قابل تشخیص نیست
اگر گوشت حالت خمیری دارد و دست میزنی انگار دست تو در خمیر فرو رفته و نرم است دال بر رطوبت اما پوست خشک وقتی دست میزنید حالت خمیری ندارد
بله اگر سوء مزاج او شدید نباشد که در تشخیص مزاج جبلی راهگشا است و اگر سوء مزاج بسیار شدید باشد برای تشخیص مزاج فعلی او کارایی دارد در بقیه اجناس هم همین طور چون شما به شناخت مزاج فعلی فرد هم حتما نیاز دارید
پوست بدن هر کسی نسبت به اندام‌های او متعادل است بنابراین اگر پوست بدن فردی در لمس شما سرد است یعنی پوست بدن او نسبت به اندام های خودش متعادل است اما نسبت به اندامهای شما و نسبت به پوست شما سرد است و برای ما تعادل نسبت به خود فرد مهم است
با حفظ موازین شرعی و توجه به مسائل محرم و نامحرم و توجیه نکردن با عبارت پزشک محرم است ( این حکم در موارد بسیار بسیار خاص است که نامحرم بودن لحاظ نشود) پیشانی ،گردن ، زیر چانه و ساق پا باید هم دما باشد در صورت هم دما نبودن ، شکم و پهلوها و قفسه سینه را چک کنید
با سلام و خدا قوت منظور از خشکی در جنس ملمس توجه به خشکی یا نرمی پوست است . برای فهمیدن این نشانه می توان به این نکته توجه کرد که وقتی فردی از روغن برای چرب کردن پوست استفاده می کند آیا بلافاصله پوست روغن را جذب می کند که در این صورت پوست خشک است و این نشانه باید همیشگی باشد یعنی از بچگی پوست دستش خشک است و مرطوب نیست اما حالا که شما میفرمایید پوسته پوسته شدن در اثر استفاده از مواد شوینده آن ربطی به مزاج جبلی ندارد زیرا یک شرایطی است که برای فرد جدیداً اتفاق افتاده. و بحث سفت و عضلانی بودن گوشت در اجناس بعد مطالعه می کنید
باید دمای پیشانی، گردن ، زیر چانه و ساق پا یکسان باشد در صورتی که یکسان نبود دمای قفسه سینه، پهلو و شکم را می توان بررسی نمود و در صورتی که آنها نیز با هم هم دما نبودند از این جنس صرف نظر کرده و سایر اجناس را بررسی کنید
1- در صورتی که طبیب جایگاه خود را به لحاظ مزاجی بداند و بیمار را در جنس ملمس شبیه خود لمس کند یعنی بیمار همان مزاج طبیب را دارد از نظر جنس ملمس۲- بله مزاج گرم و معتدل یعنی بین گرمی و سردی گرمی غلبه دارد و بین تری و خشکی غلبه وجود ندارد و میزان تری و خشکی یک اندازه است برای سرد و معتدل هم همین طور همچنین برای خشک و معتدل با تر و معتدل
برای استفاده از جنس ملمس ابتدا پیشانی ،زیر چانه و گردن را لمس کنید در صورتی که دمای بدنش یکسان بود تحلیل کنید و در صورتی که یکسان نبود از این جنس صرف نظر کنید چون بیمار دچار سوء مزاج است.
برای ما فعلا ملاک مزاج جبلی است از فرد می پرسیم در بچگی بدن تو نسبت به همسالانت چگونه بود میگفتند تو مثل بخاری هستی مثلا یا می گفتن چقدر دستات خنکه ملمس در افراد پیر برای مزاج فعلی او به کار می آید نه جبلی
شخص لامس خود معتدل مزاج باشه و یا عامل به اعتدال باشه یعنی اگر طبیب مثلاً گرمتر از معتدل مزاج باشد دست به بدن شخص معتدل تر مزاج بزند با اینکه حس سردی میکند متوجه این نکته میشه که خودش گرم مزاجع و وقتی دست به بدن شخص معتدل مزاج میزنه با اینکه حس سردی میکنه متوجه میشه که خودش گرم مزاج و به کیفیت اعتدال مزاج هم از راه دقت و تمرین در حس لمس آشنا می باشد لذا حکم غلطی در درباره این شخص نمیده. تشخیص لمس نیاز به تمرین و ممارست بسیااااار دارد. البته یک نکته اینکه مزاج فردی گرم و سرد بود به سبب امر خارجی بر شخص عارض نشده باشد. نکته دیگر اینکه شرایط لمس برای طبیب فراهم باشد مثل حالت روحی روانی بیمار درجه حرارت اتاق استراحت بدنی و فکری بیمار رژیم غذایی مناسب و غیره...
37درجه سانتی گراد دمای درون بدن همه افراد است و اگر کمتر از این میزان یعنی ۳۵ درجه باشد هیپوتر و بیشتر از ۳۷ درجه باشد تب را عامل می شود اگر توجه کنید برای تشخیص دمای بدن با دماسنج یا درون دهان قرار میگیرد یا درون مقعد . سطح پوست بدلیل معتدلترین عضو نسبت به اعضا دیگر برای تشخیص با دماسنج سنجیده نمیشود چه بسا افرادی که در تشخیص لمس فردی سردی را احساس می کنی ولی دمای بدن همان دمای نرمال است و یا فردی رو در لمس گرم احساس می کنی باز هم دمای بدن همان دمای نرمال است در تشخیص خشکی و تری هم همین‌طور
دقت کنید به طور کلی سفتی گوشت و عضلانی بودن دال بر گرمی است و شلی و نرمی گوشت دال بر سردی است اما در مواردی که حرارت بدن را درجنس ملمس ، بسیار بالا می‌بینید اما در مقابل گوشت او را نرم می بینید ممکن است این نرمی در اثر حرارت بالا باشد و یا مثلاً در جنس ملمس پوست را بسیار سرد لمس می کنید اما در مقابل گوشت او سفت است در این صورت احتمال بدهید که شاید در اثر برودت بالا این سفتی و خشکی ایجاد شده باشد مثل آبی که در برودت بالا منجمد می شود در این صورت برای اطمینان از واقعی بودن گرمی و سردی یا خشکی و تری از سایر اجناس کمک بگیرید. اگر در لمس ، پوست فرد را معتدل یافتید آن وقت رطوبت و خشکی او را ازنظرجنس ملمس چک کنید و در سوال بعدی شما باید گفت زیرا مزاج مریم معتدل است بنابر این در لمس افراد مختلف چون مزاج خودش معتدل است لذا افراد را با مزاج های مختلف درست تشخیص می دهد. اما وقتی مزاج فرد معتدل نباشد مثلاً مزاج سرد و تر باشد اگر فردی را لمس کند که این گزارش مثلاً سرد و تر باشد اما اندکی سردی و تری او کمتر از طبیب باشد در این صورت به اشتباه طبیب فرد را گرم و خشک تشخیص می دهد در حالی که این غلط است بنابراین برای استفاده از این جنس یا طبیب باید مزاج خودش را بشناسد و طبق مزاج خودش درباره این جنس نظر بدهد و یا مزاج معتدل باشد
این در اثر ضعف اندام و قوا هست و سن آن ها ، سن سردی و تری هست در این افراد پرسش هایی از جوانی و کودکی آن ها می پرسیم و در فراموشی صرف نظر می کنیم
خیر این سفتی عضلانی مربوط به مزاج جبلی نیست. باید به اجناس عشره در سال های اول توجه کرد و آنچه با تربیت و تمرین به دست می آید ملاک نیست مثلا فردی که الان صبور است اگر با اراده و تربیت اخلاقی صبور شده است دال بر سردی مزاج جبلی او نیست .
ملاک چاقی و لاغری، نسبت گوشت به استخوان است و آن را با مچ دست میسنجیم در صورتی که با یک دست مچ دست دیگر را بگیریم طوری که با انگشت وسط و انگشت شست مچ را بگیریم اگر انگشت شست و انگشت وسط با هم مماس شدند یعنی به هم رسیدند این فرد استخوان بندی متوسط دارد اگر انگشت شست و انگشت وسط از هم فاصله پیدا کردند یعنی استخوان بندی او درشت است و در صورتی که دو انگشت روی هم قرار گرفتند یعنی استخوان بندی او ریز است حال با این فرمول اگر فهمیدیم استخوانبندی ریز است یعنی یکی از نشانه های سردی مزاج جبلی است اگر استخوانبندی درشت بود یکی از نشانه‌های گرمی مزاج جبلی و اگر استخوان بندی متوسط بود یکی از نشانه‌های اعتدال مزاج جبلی است
برای تشخیص شلی و نرمی یا سفت و عضلانی بودن گوشت می‌توانید به بازو ، باسن و سایر گوشت بدن او هنگام راه رفتن و یا تکان خوردن توجه کنید به عنوان مثال اگر گوشت او به راحتی تکان میخورد و موقع لمس فرو میرود یعنی گوشت او شل است و در صورتی که به راحتی تکان نمی خورد و سفت است یعنی گوشت او عضلانی و سفت است ربطی به چاقی و لاغری ندارد .
در صورت تردید ، از این جنس صرف نظر کنید چون گوشت اندام های بدن به تناسب باید شل یا سفت باشد و در صورت تفاوت فاحش نمیشود از آن نتیجه گرفت
اگر سر او بزرگ و گردن او مثل مچ دستش باریک است و شکل نافرمی دارد این یک بیماری است اما اگر اندام درشت است و قفسه سینه پهن و گردن کلفت و مهره های گردن بزرگ و خوب است ، یکی از نشانه های گرمی مزاج جبلی است
بله بین چربی و ماهیچه تفاوت است برای فهمیدن این مطلب به شلی و سفت بودن آن دقت کنید و استخوان بندی که از نسبت مچ دست متوجه می شوید بنابراین اگر کسی مچ دست او کوچک و باریک است یعنی استخوان بندی او ریز است پس اگر اندام او چاق است به سوء مزاج برمی گردد
دقت شما قابل تقدیر است . رطوبت را از حالت خمیری گوشت و تکان خوردن و شل بودن گوشت بازو و ران و... می فهمیم اما در بحث استخوان بندی به گوشت و هیکل بدن توجه می کنیم چاقی مرطوب از هیکلی بودن متمایز است و کسی که چاقی در اثر سوء مزاج تر دارد بازهم مچ دست او باریک است و یکی از نشانه ها هم همین است
یکی از نشانه های خشکی مزاج ، لاغری هست . اما اجناس و نشانه های مختلف برای شناسایی مزاج داریم
در خصوص هیئت بنیه اعضا شاخص‌توده بندی یا بی ام ای هم روش مناسبی هستدر تشخیص استخوان بندی اسکلت بندی یا هیئت بنیه اعضا۴ تا اصل رو در نظر بگیرید یک سعت صدر ، ظهور عروق ، ظهور مفاصل و عظم اطراف . اگر سعت صدر فراخ و ظعور عروق داشت ظهور مفاصل و بزرگی دست و پا دال بر گرمی و استخوان بندی درشت دارد . در تشخیص چاقی و لاغری سحنه و هیکل اینطور می شود گفت که اگر گوشت و عضله سفت و محکم باشد لحم؛ که این نوعی چاقیه یعنی عضلات ران و پشت ساق پا پشت بازو و باسن سفت و محکم باشه دال بر گرمی و تری هست . اما اگر هنگام راه رفتن یا لمس کردن حالت آویزان و معلق و داشت نشان دهنده سردی و تری هست
پی سفت تر و چربی بافت نرم تری دارد
تری یک کیفیت است پس حجم نمی‌دهد و حجم کم است و کمیت ماده می‌طلبد و چون ماده نداریم تری با بلغم فرق می‌کند و لزوماً تری با بلغم برابر نیست پس فرد ممکن است با مزاج جالبی تر یا خیلی تر بیاید و شما او را بدون لحم و شحم ببینید تری کیفیاتی چون نرمی و انعطاف فرد می‌بخشد وقتی در فردی که تری قابل‌توجه دارد نگاه کنیم می‌بینیم به‌راحتی انگشت خود را می‌تواند به عقب حرکت دهد
مزاج به کیفیت انداام در طب سنتی میگویند.
گیاهان دارویی
جستجو
پرسش سوال جدید